صلی علی محمد - خمینی و کاک احمد
«صَلّی عَلی محمد - خمینی و کاک احمد» یکی از شعارھای پیروان آقای احمد مفتیزادە بود در آنروزهای پرتلاطم، آنهم بەمنظور برجستەکردن شخص احمد مفتیزادە و جلب نظر مسئولین حکومتی با ابراز وفاداری. یا زمانیکە جنب صدا و سیمای شھر مریوان انبار سلاحھای مکتب قرآن کشف شد، پیروان آقای مفتیزادە برای فرار از وضعیت موجود بە خیابانھا ریختند و با بلند کردن عکسھای آقای احمد مفتیزادە و امام خمینی این شعار را تکرار میکردند.
آقای مفتیزادە در صدد بود با هرچە نزدیکتر شدن بە نظام، بە آنچە در نظر داشت یعنی کسب قدرتِ بیشتر دست پیدا کند و از طرفی برای شکست سایرین کە برایش رقیب محسوب میشدند (یعنی رجال و احزاب سیاسی کُرد) اقشار جامعه را چه از قشر ملّیگرا و چە مذهبی از راهھای مختلف بە دور خود جمع میکرد. وی برای دستیابی بە امیالش دو راهکار را عملی کرد: یک: پیروی و حمایت از اهداف نظام، اما در لباس یک مبارز کُرد و تظاهر بە حق طلبی برای کُردھا. دو: تضعیف اهل سنت، از راە تخریب و حملە بە علمای کُردستان و عقاید اهل سنّت، این نیز در لباس و ظاهرِ یک تجددخواەِ میانەرو سنّی!
مفتیزادە بازی خطرناکی را شروع کردە بود کە بعدها نمیتوانست قواعد را تغییر دهد و یا بەآسانی از آن کنار بکشد؛ تصور کرد با چنین تناقضاتی خواھد توانست هم نظام را راضی نگه دارد و هم کُردها را، یعنی (باتوجه به شرایط وقت) ھم با دولت باشد و ھم با مردم، اما موفق نشد. این احتمال وجود داشت کە بروز یک اشتباە، پایگاه وی را در میان پیروانش بە خطر بیاندازد و مطرود شود و یا از طرفی دچار غضَب دولت وقت ایران گردد کە تا حدی چنین شد. نە تنها سناریوهای آقای مفتیزادە برای رسیدن بە امیالش دچار شکست شد بلکە انتخاب این راە پر خطر باعث گشت سر از زندان در آورده و معادلاتش نیز بەهم بریزد.
آقای مفتیزادە در بسیاری عرصهھا من جملە نظامی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی وارد میشد و از طریق ایراد سخنانی با لحن تند و صریح کە ازقضا باب طبع مردم نیز بود بخشی قابل توجە از مردم را با خود ھمراە کرد؛ حتی باوجود انتقادات بسیاری کە نسبت بەوی داشتند، احزاب، علما و سران حکومت وقت بمنظور دوری از ھرگونە تنش تا حدی با وی مدارا میکردند. احمد مفتیزادە سعی میکرد از طریق پاسدارانی که خود در کمیتۀ انقلاب اسلامی اهل سنت رهبری آنرا برعهده داشت امنیت کامل سنندج را بر عھدە گیرد و یا بە سبب مصونیتی کە کسب کردە بود هر ازچند گاهی سخنرانیھایی آتشین برپا میکرد؛ اینها باعث شد ھمچون برخی مسئولان بلندپایە (سران جنبش1388) به مجازاتی مشابە محکوم بە حبس شود.
از این شاخە بە آن شاخە پریدنِ آقای مفتیزادە باعث شد هم سر از زندان در بیاورد و هم در میان جامعۀ کردستان (بجز میان پیروانش) آن پایگاه اجتماعیای هم کە داشت را از دست دهد. حتی بە سبب ندانمکاریھا و دخالتھای نامسئولانەاش در مسایل، مردم کُردستان او را در ردیف خائنین قرار دادند تا جاییکە شعارهایی در خائن خواندن مفتیزادە میان مردم شھر و روستا رواج پیدا کردە بود مانند: ئەحمەدی موفتیزادە ـ ڕەنجی کوردی بەبا دا. یعنی احمد مفتیزاد زحمات کُردها را بە هدر داد. ▶️ چنین است کە پیروانش حتی سالها پس از مرگش، در صدد آن هستند با تحریف تاریخ و معرفی احمد مفتیزادە بعنوان یک مبارز ملی ـ مذهبی، پایگاە از دست رفتەاش را احیاء کنند.
در ھمان روزھای آشفتۀ سال 1357 کە کردستان دستخوش جنگ بود، یک ھیئت مذاکره کنندە اواخر اسفندماە ھمان سال از تھران بە سنندج آمد تا مذاکراتی صورت گیرد، اما انگار آقای مفتیزادە و پیروانش در چنین مواقع سرنوشتسازی بجای هر چیز دیگری دنبال اھداف حزبگونۀ خود بودند. طبق ویدیویی▶️ کە مشاھدە میکنید در مسجد جامع سنندج و با حضور شخصیتھا و تعداد زیادی از مردم جلسەای سرنوشتساز در حال برگزار شدن است؛ متوجە خواهید شد پیروان آقای مفتیزادە بجای درک موقعیت و تلاش برای رفع مشکلات مردم، دغدغەای ندارند جز اینکە با سر دادن شعار «صلی علی محمد - خمینی و کاک ئەحمەد» سایر رجال و احزاب سیاسی را کنار زده و شخص آقای مفتیزادە را وفادار به نظام و تنھا مخاطب رهبر ایران در مشکلات کردستان معرفی کنند.
دخالتھای نامسئولانه و اشتباھات آقای مفتیزادە و پیروانش نەتنھا از ریختن خونھا جلوگیری نکرد بلکە باعث ایجاد شکاف و کشته شدن بسیاری افراد بیگناە در کُردستان شد. تا بە امروز نیز مکتبیھای پیرو آقای مفتیزادە از اشتباھات گذشته درس عبرت نگرفتەاند و ھنوز با ھمان نقاب ملی-مذهبی بانی ایجاد تفرقه و شکاف در جامعۀ کردستان هستند.
پێوەندی / تماس :